موزبورگي در وهلهٴ اول به هواشناسي ديدگاني (اُپتيكي) پرداختند، بهتر است از آنان در بخش فيزيك گفتوگو شود. ديتريش موضوعات و نظريههاي نجومي را بررسي كرد و مانند اكثر معاصرانش به نفع نظريهٴ (بطليموسي) خروج از مركزها و فلكهاي تدوير نتيجه گرفت.
او عليرغم گرايش نوافلاطونياش، تا آنجا كه به فيزيك مربوط ميشد، براي دادههاي تجربي اولويت قايل بود.
كنراد هاينريكاوي كه در صومعهاي سيسترسيني در نزديكي برسلاو برآمد، رسالههايي بياهميت در باب نجوم و تقويم به زبان لاتيني نوشت، كه تنها مبين حيات روحي سيلزي ميتواند باشد. بيشتر به نظر ميآيد او آلماني باشد نه لهستاني، ولي مطمئن نيستم. كار معاصر باواريايي او، كنراد مگنبرگي داراي اهميت بيشتري است، چون
كتاب افلاك ساكروبوسكو (سيزدهم ـ 1) را به آلماني ترجمه كرد. اين نخستين كتاب درسي نجوم به زبان آلماني بود، اما مورد توجه واقع نشد، چون آلمانيهايي كه ذهن علمي داشتند، آمادگي داشتند نجوم واقعي را به زبان لاتيني بخوانند و اگر آمادگي يا علاقه نداشتند، آن را به زبان مادري خودشان ميخواندند. با اين همه،
كتاب افلاك آلماني نقطهٴ عطفي در تاريخ فرهنگ آلمان است، هم چنان كه ترجمهٴ اورام از
كتاب افلاك در زبان فرانسه چنين وضعي دارد.
اينك به يك رياضيدان آلماني ميرسيم، يعني يوهان ساكسوني، كه در آلمان پرآوازه نگشت، بلكه از اعضاي ممتاز مكتب پاريس بود، اگر در گزارش مربوط به نجوم فرانسه، در گفتوگو از استاد وي، ژان دو لينيِـر، از او نيز ذكري به ميان ميآوردم بيجا نميبود. اين استاد و شاگرد با هم كار ميكردند و در معرفي زيج آلفونسي در پاريس سهيم بودند. يوهان ساكسوني آن را تصحيح و توضيحات لازم را بر آن اضافه كرد (1327). تقويمهاي سعد و نحس ايام و همچنين شرحهاي نجومي و اخترگويي به او منسوب است. از سال 1327 تا 1355 به صورت منجم حرفهاي مشغول كار بود. او منجم برجستهٴ آلماني بود، ولي از آنجا كه در آن زمان در آلمان مركز رياضي مهمي نبود، شهرتش نصيب مكتب پاريس شد.
5 . هلند. آثار رياضي هلند در اين عصر درخشان نبود، نميتوان حتي يك رياضيدان را از شمال آن ذكر كرد؛ در استانهاي جنوبي ممكن است فلاندريها و والونها را جداگانه برشمرد.
دربخش فلاندر تنها دومنجم را ميشناسيم، هر دو از اسقفنشين مالين (مِكِـلِن، در نزديكي آنتورپ). اولي هانري بروكسلي از راهبان صومعهٴ بنديكتي آفيگْهِـم بود؛ رسالههايي كم ارزش در باب تقويم و نجوم نوشت و ظاهراً شخصي متوسطالحال بوده است. هانري بات (سيزدهمـ2)، عضو كليسا، كه تا سال 1310 يا پس از آن در مالين ميزيست، منجمي ممتاز، راصدي خوب (او كسوف سالانهٴ 1310 را رصد كرد) و اخترگويي با شهرت ديرپا بود.
بايد توجه داشت كه هانري بات در لييژ و همچنين در زادگاهش مالين برآمد و بدينترتيب،